Translate

۱۴۰۰ شهریور ۱۸, پنجشنبه

بدترین نوع بیسوادی


برتولت برشت بی سوادی را چنین تعریف می کند:
بدترین نوع بیسوادی، بیسواد سیاسی است، بیسواد سیاسی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند.
او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می گوید که: “از سیاست بیزار است”.
چنین آدم سبک ‌مغزی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنــان فــاحــشه و کــودکان خــیابانــی می‌سازد، قتــل و غــارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید.

۱۳۹۹ شهریور ۲۲, شنبه

نظر امام در مورد حادثه يازدهم سپتامبر، خاطره اي از هاشمي رفسنجاني

حمله به برج هاي دوقلوي مركز تجاري نيويورك بهانه اي شد كه جورج دبليو بوش بر دامنه حملات عليه ايران بيفزايد و با قرار دادن ايران در مثلث شرارت در كنار عراق و كره شمالي سبب نگراني من نسبت به آينده انقلاب شد! انقلابي كه نظير آن در تاريخ وجود نداشته و ندارد!
منحصر به فرد بودن انقلاب اسلامي از آنجا ناشي مي شود كه متفكران و سياسيون و بطور كلي قشر باسواد كشور انقلاب كردند و آن را دو دستي در اختيار نادان ترين قشر اجتماع قرار دادند! بنابراين نگراني من نسبت به آينده انقلاب بي دليل نبود زيرا ديگر چنين فرصتي براي حكومت كردن آخوندها پيش نمي آمد!
ندايي از درون به من نهيب مي زد كه "اكبر انقلاب به يك ناخداي جسور، با قدرت انعطاف نياز دارد و تو همان هستي!"
سرگردان و گيج و بي هدف راهي شدم! راننده گفت: "كجا تشريف مي بريد قربان؟" گفتم: "هر جا كه شد!‌ هر جا كه مسيرت ميخوره!" راننده خنديد و گفت: "اينطور كه نمي شود! بالاخره بفرماييد كجا؟" گفتم: "پس اين روزنامه ها چي مي نويسن كه راننده هاي شخصي زنها را بلند مي كنند!" راننده گفت: "اين ها همه شايعه است توجه نكنيد!" گفتم: "به ما كه رسيد شايعه شد؟!"
بالاخره رسيدم بيت امام. تلو تلو خوران راه مي رفتم! اگر كسي من را مي ديد فكر مي كرد همين الان چهار ليتر عرق سگي خورده ام!
مرحوم حاج احمد آقا پاي منقل! در بالكن بساط كرده بود و داشت كباب سيخ مي زد و مي خورد! من را كه ديد گفت: "اگه آقامو مي خواي رفته سونا و فكر نكنم به اين زودي ها بياد بيرون! چون بعدش هم ميره جكوزي و بعد هم قراره چند تا دختر تايلندي ماسا‍ژش بدن! بهتره بري و روز ما رو خراب نكني!"
صداي داد امام آمد كه مي گفت: "احمد چند سيخ كباب بيار!"
حاج احمد آقا گفت: "دستم بنده مي ترسم بيام طرف ترتيب كبابها رو بده!"
امام دوباره داد زد: "طرف ديگه كدوم خريه! گفتم چند سيخ كباب بيار! اينجا مي چسبه!"
اما باز حاج احمدآقا تكان نخورد! يكدفعه امام را ديدم كه همچون هميشه غير قابل پيش بيني  و در حاليكه دودست را بر ناحيه شرمگاهي گذاشته بود آمد و يك پس گردني جانانه به حاج احمدآقا نواخت!
من را كه ديد با هر دو دست رو به من فرمود: "بابا ولم كن!‌ دست از سرم بردار! مگه تو كار و زندگي نداري؟! بذار يكم حال كنم! يه عمر بدبختي كشيدم بس نيست! حالا ميخوام از اين خوان يغما نصيب ببرم! برو! برو گم شو اكبروُ!"
يك دفعه متوجه شد ناحيه مبارك شرمگاهيشان بي حجاب و عريان شده است! از هول سيخ كباب را روي آلت مبارك گذاشت كه سبب سوختگي آلت متبركشان شد و از شدت درد با دست شروع به ماليدن كرد و به من ناسزا گفت!
عرض كردم: امام! اگر بخاطر من و بخاطر انقلاب حاضر نيستي كمك كني حداقل بخاطر اين خوان يغما كمك كن! بگو ما در مقابل توطئه آمريكا و يازده سپتامبر چه بايد بكنيم!؟
امام با عصبانيت فرمود: "مردك من الان سالهاست كه مُرده ام! اگه مي خواي خاطره الكي بسازي حداقل در مورد زماني كه زنده بودم بساز!"
عرض كردم پس ناخداي انقلاب الان چه كسي است؟
امام فرمود: "همين آقاي خامنه اي"
عرض كردم امام ايشان كفايت ندارند! تو را قسم به همين آلت سوخته مظلومتان تنها يكبار بفرماييد "همين آقاي هاشمي" تا من زمام امور را به دست بگيرم و اين كشتي توفان زده را به سرمنزل مقصود برسانم.
امام فرياد زد "اي هوار از دست آدم زبان نفهم!"
حاج احمد آقا گفت:"منظورت كيه!"
امام فرمود: "همين آقاي هاشمي"
از خوشحالي شنيدن جمله "همين آقاي هاشمي" داشتم پرواز مي كردم كه يك نفر از پشت تكانم داد و گفت: "اكبروُ بيدار شو! صبح شده! تا صبح داشتي هزيان مي گفتي!"

برگشتم ديدم عفت است و من خواب امام راحل را ديده بودم!

۱۳۹۴ تیر ۸, دوشنبه

مملکت خادم کش خائن پرور

تاریخ کشورمان را که نگاهی گذرا می اندازیم می بینیم که کمتر شخصیت علمی و سیاسی و ادیبی به جایگاه واقعی و درخور تحسین دست یافته است.
اگر چه در بسیاری مسائل منفی دیگر هم ، کشور ما رکوردار است اما این موضوع کاملا به یک فرهنگ در این مرز و بوم مبدل شده و هیچ واکنشی نیز در مواجهه با به حاشیه رفتن نخبگان مملکت در بین مردم و دست اندکاران دیده نمی شود.
در دهه های اخیر حداقل راه فراری برای نخبگان ایجاد شده که تلاش های خود را در سایر کشورها و جوامع ادامه دهند و توانایی های خود را در معرض خریدارانی قرار دهند که خواهان کالاهایی ناب هستند و به درستی قیمت آنرا می دانند.
در کشور ما که اینک معرکه گردانان اصلی آن مشتی مفسد و بی اصل و نسب هستند ، تنها خائنین و نان به نرخ روزها مجال پیشرفت و ترقی دارند و برای حفظ خود و ارتقاء جایگاههای پوسیده اجتماعی و سیاسی خود ، فرهنگ نخبه کشی و سفله پروری را روز به روز گسترش می دهند.
از آنجا که سواد و آگاهی مردم ما نیز در حد بسیار پایینی است ( منظور سواد و آگاهی سیاسی است (1) ) چنین فرهنگی به شدت و حدت پذیرفته می شود و مردمان نیز به جای تلاش برای یافتن جایگاه واقعی خود ، عزم در پایین کشیدن دیگران از نردبان ترقی را جزم کرده اند تا به این وسیله کشور را هر چه بیشتر در باتلاق خرافات و بدبختی و گمراهی گرفتار کنند.
این است حال روز مملکت خادم کش و سفله پرور!
(1)            برتولت برشت بی سوادی را چنین تعریف می کند:
بدترین نوع بیسوادی، بیسواد سیاسی است، بیسواد سیاسی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند.
او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می گوید که: “از سیاست بیزار است”.
چنین آدم سبک ‌مغزی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنــان فــاحــشه و کــودکان خــیابانــی می‌سازد، قتــل و غــارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید.

۱۳۹۴ خرداد ۲۲, جمعه

چرا دنيا تصميم گرفت با جمهوري اسلامي تعامل كند؟

سالها پيش كه احمدي ن‍ژاد بعنوان يك فرد گمنام توانست بر كرسي رياست جمهوري ايران تكيه بزند، دوستي به من گفت وظيفه احمدي نژاد اين است كه به مقامات جهان مخصوصا آمريكا نشان دهد كه جمهوري اسلامي گزينه هاي بدتري از هاشمي و خاتمي نيز دارد! گزينه هايي كه از هيچ منطق و روش عقلاني پيروي نمي كنند و مي توانند خطرات بالقوه اي براي منافع غربي ها در جهان ايجاد كنند!
شايد آن موقع اين موضوع را زياد جدي نگرفتم، اما امروز درستي اين نظريه كاملا براي من آشكار شده است. ميلياردها دلار درآمد نفتي در 8 سال رياست جمهوري احمدي ن‍ژاد صرف ايجاد استحكاماتي شد كه از با توسل به آنها امكان حمله به جمهوري اسلامي و هم پيمانان او غير ممكن گشت! نمونه اين استحكامات را در سوريه ديديم كه با وجود تبليغات وسيع غرب مبني بر حمله به سوريه اين اتفاق حادث نشد زيرا غرب متوجه شد كه ورود به سوريه شايد آسان باشد اما خروج از آن تقريبا غير ممكن خواهد بود!
غرب براي مقابله با جمهوري اسلامي تنها گزينه فشار اقتصادي را داشت كه از آن هم نتوانست به خوبي استفاده كند! هر چند تبليغات وسيعي صورت گرفت كه نشان دهد جمهوري اسلامي به واسطه اين تحريم ها فلج شده است اما در واقع اين مردم كوچه و بازار و قشر متوسط و پايين جامعه بودند كه در اثر اين تحريم ها فلج شده اند و خود تحريم ها سبب افزايش ثروت اقشار مرفه جامعه نيز شده است.
جمهوري اسلامي در تجربه هاي قبلي مثل شورش اسلامشهر، ماجراي كوي دانشگاه، اعتراضات انتخابات رياست جمهوري سال 88 و شورش هاي روي داده در مناطقي از استان اصفهان نشان داده است كه به خوبي توانايي سركوب اعتراضات مردمي را دارد و براي سركوب مردم هيچ گونه شك و شبهه اي در نحوه و وسعت انجام آن نخواهد داشت!
تنها تهديدات اسراييل عامل موثري در تصميم گيري هاي آمريكا و غرب بر عليه جمهوري اسلامي بوده و هست و خواهد بود. در صورتيكه غرب تضمين لازم در زمينه حفظ امنيت اسراييل را از جمهوري اسلامي دريافت كند، حل ساير اختلافات چندان مشكل به نظر نمي رسد!
براي غرب نه مردم ايران و نه نقض گسترده حقوق بشر از سوي حكومت اسلامي اهميت داشته و دارد! تنيده شدن تارهاي مختلف سياسي و اقتصادي از سوي جمهوري اسلامي در تار و پود ساير كشورها به گونه اي است كه امكان تغيير رژيم ايران از سوي كشورهاي خارجي تقريبا غير ممكن است.
تنها راه حل براي تغيير رژيم، مردم داخل كشور هستند كه متاسفانه رژيم اسلامي با تنيدن خرافات و رواج اوهام مذهبي در بين مردم و بويژه جوانان، امكان هر گونه تحرك و تفكري را از مردم سلب كرده است. تنها قشر اندكي از جامعه متوجه وضعيت اسفبار كنوني كشور هستند كه آنها نيز به دليل در اقليت بودن و نداشتن تريبون هاي مهم و قابل دسترس، امكان رساندن صداي خود به داخل جامعه را ندارد و مجبورند از بين سه گزينه، سكوت، زندان و يا ترك كشور يكي را انتخاب كنند.
تعامل امروز غرب با جمهوري اسلامي ادامه روندي است كه احمدي نژاد مامور اجراي آن بوده است و حسن روحاني نيز بر روي پلي قدم مي زند كه احمدي نژاد آنرا بنا كرده است.

سياست امروز جمهوري اسلامي دادن امتيازات بيشتر و عقب نشيني ظاهري از مواضع خود است اما در صورت احساس تهديد از جانب كشورهاي غربي به سرعت به مواضع پيشين خود باز خواهد گشت و اين نكته اي است كه غرب بخوبي از آن آگاه است و براي ممانعت از بروز چنين رخدادي تعامل و همكاري خود با جمهوري اسلامي را هر روز بيشتر و بيشتر خواهد كرد.

۱۳۹۴ فروردین ۱۷, دوشنبه

ما همه دیکتاتورهستیم!


ما همه دیکتاتوریم! فرقی هم نمی کند که سلطنت طلب باشیم یا کمونیست ، مجاهد خلق باشیم یا توده ایی ، طرفدار ولایت فقیه باشیم یا اصلاح طلب، چپی باشیم یا راستی، از هر گروه و دسته سیاسی یا اقلیت مذهبی و قومی که باشیم فرقی نمی کند ، همین که ایرانی باشیم کافی است! دیکتاتوری در خون ماست! در گفتار بسیار دموکرات هستیم و در عمل از هر دیکتاتوری دیکتاتور تر!
وقتی در قدرت نیستیم تمامی حاکمان را مستبد می دانیم و خواهان پایین کشیدن آنها هستیم! دلیل هم لازم نداریم ، همین که هر کس با افکار ما مخالف است انگیزه کافی برای ما ایجاد می کند تا با او مخالفت کنیم! اما بعد از آنکه خودمان به قدرت برسیم بدتر از همانهایی خواهیم شد که از آنها انتقاد می کردیم!
از نظر ما دیگران فقط برای این وجود دارند که تابع محض ما و افکار ما باشند زیرا افکار و اندیشه های ما ناب ترین افکار و اندیشه هاست! اگر کسی به ما بگوید بالای چشم ما ابروست ، او را باید با بدترین شکل ممکن بکوبیم و تنها برای آنها ارزش قایل هستیم که برای گفته ها و کرده های ما مهر تایید هستند!
آزادی و وطن پرستی شعاری است که پشت آن پناه گرفته ایم تا بر امواج احساسات دیگران سوار شویم و موج سواری کنیم! کدام گروه و دسته سیاسی را می شناسید که از لزوم آزادی و دموکراسی و وطن پرستی سخن نگوید؟! اما سوال اساسی اینجاست که اگر شعار همه گروههای سیاسی ، دموکراسی و آزادی و سربلندی ایران است ، چرا همه با پرداختن به اختلافات با سایر گروههای سیاسی و خائن و وطن فروش خواندن دیگران ، مهمترین مسئله را که همانا آزادی ایران و ایرانی است به فراموشی سپرده اند ؟! چرا امروز نمی توانیم حتی در یک فضای مجازی همدیگر را تحمل کنیم و به عقاید و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؟! چرا نمی خواهیم انرژی و تمرکز خود را بر آزادی و سربلندی کشورمان بگذاریم و ابتدا آنرا از دست استبداد دینی نجات دهیم؟! چرا اول به این فکر نیستیم که باید ایرانی وجود داشته باشد تا بعد صاحب یک سیستم دموکراتیک شود؟! چرا در محاسبات خود رای و خواست مردم ایران را در نظر نداریم؟! کدام دسته و گروه سیاسی می تواند ادعا کند که از خواست و نیاز اکثریت مردم ایران آگاهی دارد و سیاست ها و اندیشه های خود را بر مبنای این نیاز بنیان گذاشته است؟! چرا بدون توجه به ملت و اکثریت جامعه ایرانی خود را نماینده ایرانیان می دانیم و برای آینده آنها در دفاتر کوچک و یا در اندیشه محدود خود برنامه ریزی می کنیم؟!
ما همه دیکتاتور هستیم و تا زمانی که افکار و اندیشه های خود را بهبود نبخشیم نباید امیدی به بهبود اوضاع کشورمان داشته باشیم زیرا اگر هم موفق به ساقط کردن جمهوری اسلامی شویم ، با چنین افکار و رفتارهایی گرفتار شکل دیگری از دیکتاتوری خواهیم شد!
من نمی خواهم شعار بدهم! از خودم و از همین امروز شروع می کنم و نقطه پایانی بر تحمیل عقایدم بر دیگران می گذارم. از نظر من اولویت با آزادی ایران است و رژیم آینده ایران را مردم و در پای صندوق های رای تعیین خواهند کرد. از نظر من تمامی افراد و گروههای سیاسی و مذهبی و قومی دارای حق مساوی بوده و قابل احترام هستند. از امروز هر مقاله ، نوشته و نظری هر چند مخالف با عقاید و افکار من باشد ؛ اما در آن مصالح کشور و مردم من دیده شده باشد ؛ قابل احترام و قابل دفاع از جانب من خواهد بود.
از امروز تمامی تلاشم در جهت اتحاد با دیگران و حتی مخالفان فکری و عقیدتی خودم خواهد بود و بجای صرف انرژی برای تقابل با دیگران و به کرسی نشاندن نظریاتم ، تمرکزم بر دشمنی با دیکتاتوری و استبداد دینی موجود در ایران خواهد بود تا با همدلی و یکپارچگی ، آرزوی هموطنانم برای آزادی را سرعت بیشتری ببخشم. انتخاب حکومت و رژیم آینده را به مردم ایران می سپارم و تنها عقایدم را منتشر می کنم و آنرا به دیگران تحمیل نمی کنم. مخالفان من ، مخالفان افکار من هستند نه دشمنانم. دشمن من آنهایی هستند که کشورم را اشغال و آنرا نابود کرده اند.